بررسی تاریخ صدر اسلام با هدف رسیدن به واقعیتها و عبرت گیری و الگوگیری و الگو برداری و پرهیز از لغزشگاها و بهره بردن از فرصتها امری ضروری است .
اینکه پس از پیامبر ؛ چرا و چگونه حاکمیت از علی بن ابی طالب (ع) ؛ دریغ و در اختیار دیگران قرار گرفته است . سوالی است که یافتن پاسخ آن می تواند برای امروز مسلمانها در مقابله با تهاجم های پیچیده و فتنه گرانه دشمن چراغ راه بوده از آن بهره مند شوند .
این سوال باید پاسخ خود را بیابد که آیا مگر پیامبر (ص) علی بن ابی طالب (ع) را به عنوان جانشین خود معرفی نکرد ؟ آیا اتفاق نظر شیعه و سنی نیست که پیامبر در غدیر خم ؛ علی (ع) را همانند خویش معرفی نمود و فرمود « من کنت مولاه فهذا علی مولاه » ؟ اگر مولی را به عنوان محبوب نیز معنا کنیم ؛ این سخن پیامبر بدین معنا است که ملاکها و معیارهایی که موجب حُب مردم نسبت به پیامبر است در علی (ع) وجود دارد . ( علم ، عصمت ، عدالت ، توانمندی اداره جامعه و هدایت حامیت ، و ... ) چرا که این ملاکها است که پیامبر (ص) را محبوب مردم ساخته ، اورا پیروی می کنند و این پیامبر می فرماید : آنکه مرا دوست دارد علی را دوست دارد . یعنی این نه یک دستور ، که یک خبر و یک بیان از واقعیت است که علی (ع) نیز دارای مرتبه ای از این امور است که اورا همانند من محبوب می سازد . اکنون سوال این است ، چرا او را کنار گذاردند ؟؟
یافتن پاسخ این مطلب را نه برای نبش قبر مسائل گذشته و به هدف تحریک عصبیت ها و فتنه های جدید و دعوای بی حاصل بر امر گذشته باید دنبال کرد ، که این امر نه نتیجه مثبتی را در بر دارد و نه سودی را برای هر یک از طرفین بحث حاصل خواهد نمود . بلکه تنها به سود آن نیروی سومی است که همان کفر و شرک است و در این صورت در کناری نشسته و با شادمانی از دعوا و نبرد این دو طرف بر امری بیهوده ، آنها را به ادامه بیش از پیش این دعوا تشویق می کند و با سرور و شادمانی می گوید : که زِ هر طرف که شود کُشته، سود ، سودِ من است .
بلکه فهم این مطلب که چرا چنان اتفاق افتاد ، از این زاویه است که ما بتوانیم امروز دسیسه دشمن را کشف و از نفوذ مجدد آن جلوگیری کرده و با اتحاد و همبستگی به مبارزه با دشمن مشترک برویم . امروز هر یک از طرفین اسلام که نام خاصی را به خود اختصاص داده باید تنها در محور و نابودی همان دشمن مشترک که همانا یهود ، صهیونیزم است تلاش کند و آن روز که این دشمن فرو ریزد ، پایانی بر همه جدایی ها و عداوت ها است که آن را همین سالوس مکار میدان داری می کند . همان سالوسی که خداوند در باره آن می فرماید : ( ... ولاتَزالُ تَطَّلعُ عَلَی خائِنَهٍ مِنهُم )( مائده / 13 ) .
... و پیوسته از خیانتی (تازه) از آنها آگاه می شوی .